چله تموز و درختورزی
امروز، شنبه دهم مردادماه 1405، برابر با یکم اوت 2026 و هفدهم صفر 1448 قمری، در تقویم فرهنگی ایران با نام «جشن چله تابستان» شناخته میشود؛ روزی در دل گرمترین بخش سال که یادآور پیوند دیرینه ایرانیان با خورشید، آب، زمین، کشاورزی و درخت است.
در برخی نوشتههای عمومی، دهم مرداد «آغاز چله گرما» نامیده میشود؛ اما در روایت دقیقتر و رایج در بخشهایی از خراسان، این روز مرز میان پایان «چله بزرگ تابستان» و آغاز «چله کوچک» است. چله بزرگ تقریباً از نخستین روز تیرماه آغاز میشود و چهل روز ادامه مییابد؛ پس از آن، چله کوچک گرما از دهم مرداد تا پایان این ماه امتداد پیدا میکند. البته این تقسیمبندی، یک تقویم اقلیمی و مردمی است و با توجه به تفاوت آبوهوای مناطق ایران، زمان و شدت گرما در هر ناحیه میتواند متفاوت باشد.
چرا پس از بلندترین روز سال، هوا همچنان گرمتر میشود؟
آغاز چله تابستان به حوالی انقلاب تابستانی و بلندترین روزهای سال نزدیک است. از آن زمان به بعد، طول روزها بهآرامی کاهش مییابد؛ بااینحال، گرمای هوا بلافاصله کمتر نمیشود.
علت این پدیده که در دانش اقلیمشناسی میتوان آن را نوعی «تأخیر فصلی» دانست، ذخیرهشدن تدریجی انرژی خورشید در خاک، ساختمانها، کوهها و منابع آبی است. زمین در هفتههای آغازین تابستان همچنان بیش از آنچه گرما از دست میدهد، انرژی دریافت میکند؛ ازاینرو اوج گرما معمولاً مدتی پس از بلندترین روز سال احساس میشود.
ایرانیان گذشته، بدون برخورداری از ابزارهای اندازهگیری امروز، این چرخه را از راه مشاهده دقیق طبیعت شناخته بودند. آنان تغییر طول سایهها، شدت تابش خورشید، زمان رسیدن محصولات، وضعیت آب، رفتار دامها و دگرگونی بادها را دنبال میکردند و براساس این تجربه انباشته، سال را به دورههای کوچکتری مانند چله بزرگ و چله کوچک تقسیم میکردند.
بنابراین «چله» فقط یک عدد نبود؛ بلکه نوعی دانش بومی برای تنظیم زندگی، کشاورزی و آمادگی در برابر سختترین روزهای فصل به شمار میرفت.
چله تموز؛ یادگار روزگار کشاورزی
«چله تموز» یا «چله تابستان» از آیینهای کهن و تا اندازهای فراموششده حوزه فرهنگی ایران است. واژه «چله» به دورهای چهلروزه اشاره دارد و «تموز» در زبان و ادبیات منطقه، با ماه و گرمای سوزان تابستان پیوند یافته است. در شعر فارسی نیز آفتاب تموز و گرمای تموز، کنایه از حرارت شدید و تابش بیامان خورشید است.
نمیتوان برای این جشن یک تاریخ آغاز قطعی، یک بنیانگذار یا مجموعهای کاملاً یکسان از مراسم در سراسر ایران تعیین کرد. چله تموز بیش از آنکه جشن رسمی یک حکومت یا آیینی سراسری با تشریفات ثابت باشد، حاصل تجربه مشترک مردمانی بوده است که زندگی آنان مستقیماً به زمین، آب، دام، باغ و محصول وابسته بود. شکل برگزاری آن نیز در مناطق مختلف، متناسب با اقلیم و فرهنگ محلی تفاوت داشت.
در بخشهایی از خراسان، چهل روز نخست تابستان «چله بزرگ» و روزهای باقیمانده مرداد «چله کوچک» نامیده میشد. در نواحی دیگر، آیینهای تابستانی با شکرگزاری برای محصول، گردهمایی خانوادهها، تقسیم میوههای فصل، موسیقی محلی و توجه نمادین به آب یا آتش همراه بود.
در دیلمان و برخی مناطق شمالی نیز «نوروزبَل» با افروختن آتش و آغاز سال دیلمی برگزار میشود. هرچند میان این آیینها شباهتهای اقلیمی و فرهنگی وجود دارد، درستتر آن است که همه آنها را یک مراسم کاملاً واحد ندانیم؛ بلکه آنها را شاخههای گوناگون نگاه ایرانی به گردش فصلها و زندگی در کنار طبیعت بشناسیم.
در جامعه کشاورزی، تابستان فقط فصل گرما نبود؛ فصل نگرانی و امید نیز بود. کمبود آب، آتشسوزی، آسیب آفتها و خشکشدن درختان میتوانست حاصل ماهها تلاش را نابود کند؛ اما رسیدن میوهها، برداشت محصول و پرشدن انبارها، نوید امنیت و ادامه زندگی میداد.
از همین رو، چله تموز را میتوان جشن تابآوری انسان و طبیعت دانست؛ یادآوری اینکه زندگی در دل سختی، با صبر، مراقبت و همکاری به بار مینشیند.
از چله تموز تا درختورزی
اگر پیام تاریخی چله تموز را به زبان امروز ترجمه کنیم، به یک اصل روشن میرسیم: در روزهای سخت، طبیعت بیش از همیشه به مسئولیتپذیری انسان نیاز دارد.
درختی که در بهار سبز و شاداب دیده میشود، در گرمای تموز برای زندهماندن به آب کافی، خاک سالم، سایه مناسب و مراقبت پیوسته نیاز دارد. درست در همین نقطه، جشن چله تابستان با مفهوم «درختورزی» پیوند میخورد.
درختورزی تنها کاشتن یک نهال نیست. کاشت، آغاز یک تعهد است؛ اما درختورزی یعنی پذیرفتن مسئولیت ادامه حیات آن نهال؛ یعنی آبیاری درست، مراقبت در برابر آفت و آتش، جلوگیری از آسیب به ریشه و تنه، حفظ خاک، احترام به فضای سبز و انتقال این فرهنگ به دیگران.
کسی که نهالی میکارد اما آن را در برابر تشنگی و آسیب رها میکند، تنها عمل کاشت را انجام داده است؛ درختورز کسی است که تا استقرار و بالندگی درخت، همراه و پاسدار آن میماند.
درختورزی افزون بر یک رفتار زیستمحیطی، شیوهای انسانی برای زیستن است. درخت با شتاب رشد نمیکند، سایه خود را از کسی دریغ نمیکند و در برابر بخششی که دارد، طلبکار نیست.
ازاینرو درختورزی یعنی تمرین صبر، مهربانی، فروتنی، بخشندگی، مسئولیتپذیری و نیکی بیمنت. انسان درختورز میکوشد همانگونه که از یک نهال مراقبت میکند، در رفتار اجتماعی خود نیز پاسدار کرامت انسانها، حقوق نسلهای آینده و آرامش جامعه باشد.
درخت عدالت؛ نماد حق طبیعت و نسلهای آینده
«درخت عدالت» فقط نام یک درخت یا یک پویش برای افزایش فضای سبز نیست؛ نمادی زنده از پیوند عدالت انسانی با عدالت زیستمحیطی است.
هیچ جامعهای نمیتواند خود را عادل بداند، اگر آب و خاک را نابود کند، هوای ناسالم برای کودکان به ارث بگذارد، منابع طبیعی را بیمحابا مصرف کند یا هزینه توسعه امروز را بر دوش نسلهای آینده قرار دهد.
درخت عدالت به ما یادآوری میکند که طبیعت صرفاً یک دارایی قابل مصرف نیست. زمین میراث انحصاری نسل حاضر نیست؛ امانتی است که از گذشتگان دریافت کردهایم و باید سالمتر و پربارتر به آیندگان بسپاریم.
کاشت و نگهداری از هر درخت، اعلام وفاداری به این امانت و دفاع از حق انسانها برای برخورداری از آب، هوا، خاک و محیطزیست سالم است.
از این منظر، دهم مرداد و چله تموز فقط مناسبتهایی برای یادکرد گذشته نیستند. این روز میتواند به میثاقی تازه تبدیل شود: هر انسان، پاسدار دستکم یک درخت باشد؛ هر خانواده، مراقبت از فضای سبز پیرامون خود را وظیفه بداند؛ و هر نهاد، اثر تصمیمهایش بر طبیعت و نسلهای آینده را بسنجد.
هفت ریشه درخت عدالت
تمدن درختورز بر هفت ریشه اخلاقی و اجتماعی استوار است؛ ریشههایی که اگر در اندیشه و رفتار انسان قوت بگیرند، شاخههای عدالت نیز گستردهتر خواهند شد:
1. امانتداری
زمین، آب، هوا و منابع طبیعی امانت مشترک بشرند. انسان امانتدار، طبیعت را برای منفعت کوتاهمدت خود قربانی نمیکند و حق آیندگان را به رسمیت میشناسد.
2. درختورزی
کاشتن، نگهداری و پاسداری از درخت، همراه با پرورش رفتارهای انسانی، صبورانه و مسئولانه است. درختورزی از نهال آغاز میشود، اما در منش و کردار انسان ادامه مییابد.
3. تعاون
بحرانهایی مانند کمآبی، آلودگی و بیابانزایی با تلاشهای فردی و پراکنده حل نمیشوند. همکاری مردم، خانوادهها، نهادهای عمومی، دانشگاهها، رسانهها و کسبوکارها شرط حفاظت مؤثر از طبیعت است.
4. فروتنورزی
انسان مالک مطلق زمین نیست و بدون آب، خاک، گیاهان و دیگر موجودات قادر به ادامه زندگی نخواهد بود. فروتنی در برابر طبیعت، ما را از خودخواهی و بهرهکشی بیحد بازمیدارد.
5. مهرورزی و نیکورزی
درخت به همه سایه و اکسیژن میبخشد، بیآنکه میان انسانها تفاوت بگذارد. درختورز نیز نیکی را بیمنت، با مهربانی و بدون تبعیض گسترش میدهد.
6. پاسداری
دوستداشتن طبیعت بدون اقدام کافی نیست. پاسداری یعنی پیشگیری از آتشسوزی، مقابله با قطع و آسیبزدن به درختان، مراقبت از منابع آب و مطالبه اجرای قوانین حمایت از محیطزیست.
7. مسئولیت مشترک
حفاظت از زمین وظیفه گروه یا سازمان خاصی نیست. هر انسان، هر نهاد و هر نسل سهمی از مسئولیت دارد و باید پاسخگوی اثر رفتار خود بر زیستبوم مشترک باشد.
در روزهای چله گرما چه کنیم؟
گرامیداشت واقعی چله تموز میتواند با اقدامهایی ساده اما مؤثر همراه شود:
درختان جوان را در ساعات خنک صبح زود یا پس از غروب و متناسب با نیاز گونه و خاک آبیاری کنیم. بهجای خیسکردن سطحی و روزانه، در صورت مناسببودن شرایط، آبیاری عمیق و اصولی انجام دهیم. با پوشش طبیعی خاک و مالچ مناسب، تبخیر آب را کاهش دهیم و در اوج گرما از هرس شدید یا آسیب به ریشه درختان بپرهیزیم.
مواد خشک و آتشزا را از اطراف باغها و جنگلها دور کنیم و هرگونه دود، آتش یا تخریب عمدی فضای سبز را سریع گزارش دهیم.
همچنین میتوانیم سرپرستی یک درخت در محله، مدرسه، محل کار یا روستا را بپذیریم و دیگران، بهویژه کودکان، را در مراقبت از آن شریک کنیم. چنین اقدامی یک آموزش زنده است: کودک با دیدن رشد نهالی که خود از آن مراقبت کرده، معنای مسئولیت، صبر و امید را بهتر از هر سخنرانی میآموزد.
چله تموز؛ آزمون مسئولیت انسان
چله تموز یادآور روزهایی است که زمین زیر آفتاب میسوزد و ارزش هر قطره آب آشکارتر میشود. در چنین روزهایی، درختان با زبان بیزبانی میزان مسئولیت ما را میسنجند.
آیا تنها از سایه، میوه و هوای پاک آنها بهره میبریم یا در زمان تشنگی و خطر نیز در کنارشان میمانیم؟
پاسخ به این پرسش، مرز میان «درختدوستی» و «درختورزی» است.
درختدوستی ممکن است یک احساس زیبا باشد؛ اما درختورزی، این احساس را به تعهد و اقدام تبدیل میکند.
جامعه درختورز، جامعهای است که عدالت را نه فقط در دادگاهها و قوانین، بلکه در رابطه انسان با آب، خاک، هوا، درختان، جانوران و نسلهای آینده جستوجو میکند.
بیایید دهم مرداد را روز تازهکردن پیمان خود با زمین بدانیم؛ درختی بکاریم، از درختی نگهداری کنیم، آب را درست مصرف کنیم و یک رفتار انسانی و مهربانانه را در جامعه گسترش دهیم.
هر درختی که زنده میماند، سندی سبز از مسئولیت ما و هر نیکی که بیمنت انجام میشود، شاخهای تازه بر درخت عدالت است.
از ریشه تا اندیشه، عدالت میکاریم.
توئیتر
فیس بوک
لینکدین