از قانون مادر زمین در بولیوی تا درخت عدالت
وقتی زمین صاحب حق میشود؛ از قانون مادر زمین در بولیوی تا درخت عدالت
امروز پنجشنبه 15 مرداد 1405، برابر با 6 اوت 2026، روز استقلال بولیوی است؛ روزی که با سالروز انفجار بمب اتمی در هیروشیما نیز همزمان شده است. این تقارن، فرصتی برای اندیشیدن به رابطه میان استقلال، صلح، طبیعت و عدالت فراهم میکند.
بولیوی، کشوری در قلب آمریکای جنوبی، تجربهای قابلتوجه در زمینه حقوق طبیعت دارد؛ تجربهای که با اندیشه جهانی «درخت عدالت» پیوندی عمیق پیدا میکند.
قانونی برای حقوق مادر زمین
بولیوی در سال 2010 «قانون شماره 071 حقوق مادر زمین» را تصویب کرد. این قانون، زمین را صرفاً مجموعهای از منابع طبیعی در اختیار انسان نمیداند؛ بلکه «مادر زمین» را نظامی زنده، پویا و متشکل از موجوداتی بههمپیوسته معرفی میکند که سرنوشتی مشترک دارند.
بر اساس این قانون، مادر زمین برای حمایت از حقوق خود، «سوژهای جمعی با منفعت عمومی» شناخته شده است. در نتیجه، طبیعت دیگر فقط موضوع مالکیت، خرید، فروش و بهرهبرداری نیست؛ بلکه دارای حقوقی است که دولت و جامعه باید به آن احترام بگذارند.
در این قانون، حقوق مهمی برای مادر زمین به رسمیت شناخته شده است؛ از جمله:
حق حیات و تداوم نظامهای زنده؛
حق حفظ تنوع زیستی؛
حق برخورداری از آب؛
حق برخورداری از هوای پاک؛
حق حفظ تعادل طبیعی؛
حق احیا و بازسازی پس از تخریب؛
و حق رهایی از آلودگیهای سمی و رادیواکتیو.
این قانون همچنین مردم و نهادهای عمومی و خصوصی را موظف میکند از حقوق طبیعت دفاع کنند، شیوههای تولید و مصرف خود را با ظرفیتهای زمین هماهنگ سازند و تخریب نظامهای زیستی را گزارش دهند.
حتی در این قانون، ایجاد نهادی با عنوان «مدافع حقوق مادر زمین» پیشبینی شده است تا بر حمایت، ترویج و اجرای این حقوق نظارت کند.
متن قانون حقوق مادر زمین در بولیوی
زمین؛ دارایی انسان یا شریک زندگی او؟
قرنهاست که بسیاری از نظامهای حقوقی، طبیعت را بیشتر از زاویه مالکیت انسان میبینند. زمین، جنگل، رودخانه و درخت غالباً زمانی مورد توجه قانون قرار میگیرند که مالک، قیمت یا منفعت اقتصادی مشخصی داشته باشند.
قانون مادر زمین، این نگاه را تغییر میدهد. بر مبنای آن، طبیعت حتی پیش از آنکه برای انسان سودآور باشد، ارزشمند است؛ زیرا زنده است، زندگی میآفریند و ادامه حیات انسان به سلامت آن وابسته است.
البته صاحب حق دانستن طبیعت به معنای یکسان دانستن حقوق انسان و یک درخت نیست؛ بلکه به این معناست که منافع طبیعت نباید در تصمیمهای اقتصادی و سیاسی، موضوعی فرعی و قابل چشمپوشی تلقی شود.
انسان مالک مطلق زمین نیست؛ یکی از اعضای خانواده بزرگ حیات است.
از قانون مادر زمین تا درخت عدالت
اندیشه «درخت عدالت» نیز از همین نقطه آغاز میشود. درخت عدالت تنها دعوتی برای کاشت نهال نیست؛ بلکه تلاشی برای ایجاد رابطهای عادلانه میان انسان، طبیعت و نسلهای آینده است.
درختورزی یعنی انسان، درخت را نه وسیلهای تزئینی و نه منبعی بیپایان برای بهرهبرداری، بلکه موجودی زنده و امانتی میاننسلی بداند. کاشتن درخت، آغاز این مسئولیت است؛ نگهداری، پاسداری و جلوگیری از تخریب آن، ادامه این راه محسوب میشود.
عدالت نیز نباید تنها میان انسانهای امروز برقرار شود. عدالت حقیقی، سه قلمرو را در بر میگیرد:
عدالت میان انسانها، عدالت میان نسلها و عدالت میان انسان و طبیعت.
بر همین اساس، «تمدن درختورز» تمدنی است که در آن پیشرفت به قیمت نابودی جنگلها، آلودگی آبها، فرسایش خاک و به خطر افتادن آینده فرزندان بشر به دست نمیآید.
شعار پویش درخت عدالت، «از ریشه تا اندیشه، عدالت میکاریم»، بیانگر همین معناست: عدالت باید ابتدا در اندیشه انسان ریشه بدواند و سپس در رفتار، قانون، شهرسازی، اقتصاد و شیوه زندگی او آشکار شود.
از هیروشیما تا مادر زمین
همزمانی روز استقلال بولیوی با سالروز بمباران اتمی هیروشیما، معنایی تأملبرانگیز دارد. بمب اتمی فقط انسانها را نمیکشد؛ خاک، آب، هوا، درختان، جانوران و آینده نسلهایی را نابود میکند که در وقوع جنگ هیچ نقشی نداشتهاند.
جالب آنکه قانون حقوق مادر زمین در بولیوی، دولت را به ترویج صلح و تلاش برای حذف سلاحهای هستهای، شیمیایی، زیستی و دیگر سلاحهای کشتارجمعی موظف کرده است.
این پیوند نشان میدهد که صلح و حفاظت از طبیعت، دو موضوع جداگانه نیستند. جنگ، تجاوز همزمان به انسان و زمین است؛ همانگونه که پاسداری از زمین، اقدامی برای صلح و بقای بشر محسوب میشود.
در منطق درختورزی، تمدنی که برای حیات، درخت، آب و خاک حرمت قائل باشد، نمیتواند انفجار بمب اتمی و نابودی گسترده موجودات زنده را توجیه کند.
تجربه بولیوی الزاماً الگویی نیست که همه کشورها عیناً از آن تقلید کنند؛ اما افق تازهای در برابر حقوق و حکمرانی میگشاید: قانون میتواند صدای موجوداتی باشد که توان حضور در دادگاه، رسانه و نهادهای تصمیمگیری را ندارند.
درخت عدالت نیز میتواند حامل همین پیام جهانی باشد؛ اینکه درختان، رودخانهها، جنگلها و نسلهای آینده، اگرچه امروز قدرت سخن گفتن و دفاع از خود ندارند، نباید از دایره عدالت خارج شوند.
جهان آینده تنها با افزایش تولید، ساخت برجهای بلند یا گسترش فناوری عادلانهتر نخواهد شد. معیار واقعی پیشرفت آن است که انسان تا چه اندازه توانسته قدرت خود را مهار کند و از حق حیات دیگر موجودات پاسداری نماید.
هر جا زمین صاحب حق شود، قدرت انسان حد میپذیرد؛ و هر جا قدرت حد بپذیرد، عدالت ریشه میدواند.
توئیتر
فیس بوک
لینکدین